خطايى ، على اكبر

328

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

و در زير آن كوشك صورت ديوان كه آن را بر دوش گرفته‌اند ، و دور آن كوشك بيست گز بود و بلندى دروازه ده گز 208 ، همه از چوب تراشيده ، امّا چنان مطلّا كرده كه گوئى تمام طلاست ، و سردابه‌اى در زير آن و ميلى از آهن از زير تا بالا در آن 209 تعبيه كرده و يك سر ميل بر روى 210 كرسى آهن نهاده و سر ديگر بر سقف خانه‌اى كه آن كوشگ 211 در آنجاست محكم كرده چنان كه در سردابه به اندك حركتى آن كوشگ معظّم در حركت 212 مىآيد ، مجموع نجّاران و حدّادان 213 و نقّاشان عالم بايد كه از آنجا 214 تعليم صنعت گيرند . و هرچند به خان‌بالق نزديكتر مىشدند در شهرها و يامها طويهاى 215 ايلچيان زيادت مىدادند ، و درين شهر قمجو رختها و چهارپايان ايلچيان را سپردند و به وقت باز آمدن همه را باز دادند 216 ، و آنچه براى پادشاه آورده بودند از ايلچيان ستاندند 217 مگر شير كه ميرزا بايسنغر فرستاده بود و پهلوان صلاح الدّين شيربان خود به درگاه پادشاه رسانيد . القصّه هرروز به يامى و هر هفته به شهرى مىرسيدند تا چهارم 218 شوّال به آب قراموران 219 كه برابر جيحون 220 بود رسيدند ، و بر آن آب پلى به زنجير و بيست و سه كشتى بسته بودند ، هر زنجير به سطبرى ران آدمى ده گز از هر طرف بر خشكى گذشته و بر دو طرف آب دو ميل آهن هريك به سطبرى ميان مردى در زمين محكم كرده و زنجيرها بر آن استوار ساخته و كشتيها را به قلّابهاى بزرگ و زنجيرها استحكام داده و بر بالاى كشتيها تخته‌ها انداخته و همه محكم و هموار ساخته ، ايلچيان بىزحمت عبور نمودند . و در آن 221 طرف آب قراموران شهر معظم بود . ايلچيان را طوى دادند بيشتر از طويهاى پيشتر ، و درين شهر بتخانهء عظيم بود چنان كه از سرحدّ خطاى تا آنجا مثل آن عمارت نديده بودند ، و سه خرابات و دختران صاحب جمال 222 ، اگرچه دختران 223 خطايى بيشتر صاحب حسن‌اند امّا آن شهر را حسن‌آباد 224 خوانند . از آنجا بر چند شهر ديگر گذشته دوازدهم ذىقعده به آبى 225 رسيدند دو برابر جيحون ، و از آنجا به كشتى سلامت گذشتند . و از چند آب ديگر به كشتى و پل عبور نموده بيست و هفتم 226 به شهر صدين‌فو 227 رسيدند ، شهر معظم و غلبهء بسيار ، و بتخانه‌اى 228 بعظمت ، و بتى جسيم از برنج ريخته و مطلا كرده پنجاه گز در بلندى ، متناسب 229 اعضا ، بر 230 اعضاى او صورت دستها 231 ، بر كف هر دست صورت چشمى ، و آن بت را هزار دست خوانند ، و در خطاى 232 شهرتى دارد ، و كرسى 233 از سنگ خوب تراشيده كه اين بت و عمارت 234 بر آن كرسى است ، و ديگر رواقها